اسباب کشی

سلام سلام سلام

طی یه عملیات ضربتی بازم داریم خونه عوض میکنیم یادتونه گفته بودم ناراحتم از اینکه نمیتونم تو این خونه برف وبارون رو از پنجره ببینم؟ خدای مهربونم داره این مشکلو برطرف میکنه ! بسته بندیهام تموم شده و همه رو چیدم گوشه پذیرایی خونه کاملا مرتبه وفقط مونده تمیز کاری یخچالها واجاق گاز ! یه مقدار کار بانکی و بنگاهی داریم دعاکنید ایشالله خوب پیش بره

    لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم

عرفه

سلام پیشاپیش عید مبارک

خیلی دلم گرفته حال خودمو محمدم زیاد خوش نیست از همه دل شکسته ها خواهش میکنم تو این لحضات ظهر عرفه مارو هم دعا کنن

عنوانم نمیاد

سلاااااااااام

این روزا با اینکه خیلی سرحال وشادابم اما اصلا حال آپ کردن ندارم دلم میخاد وب گردی کنم اما اصلا اصلا چیزی ننویسم حتی کامنت گذاشتنم برام سخته ! از طرفی آدم بعضی وقتا بعضی نظرات احمقانه رو که میبینه دلش میخواد هیچوقت پای نت نشینه! بگذرییییییییییییم

چند روز پیش با عشقم رفتیم بیرون ویه اسپیکر جدید گرفتیم! قیمتها افتضاح رفته بالا !  البته حقشه همسری ! اگه همون پارسال موقعی که من بهش پیشنهاد دادم میخریدیم الان نصف اینو میدادیم اما همش بهونه اورد که نمیدونم باید کنترل دار باشه باید مارکش فلان باشه باید خروجی فلان داشته باشه وهزار تا بهونه دیگه ...

از اونجام به زور کشوندمش به یه کافی شاپ که بعد دو ساعت گشتن پیداش کردیم



مدیر کافی شاپ یه پسر شهرستانی بود که میگفت همه ی میزها وصندلی ها رو خودش درست کرده!!!!!!!!!!

اینم اسنگ سیب زمینی پنیری آقای همسر(بازم سیب زمینی)


       

خیییییییییییلللللللللیییییییییییی خوش گذشت ممنونم آقاااااااا


                              

یک شب پاییزی

پریشب محمد که از سر کار برمیگشت زنگ زد وگفت عجله دارم و نمیتونم بیام خونه زود حاضر شو بریم کت شلواری که سفارش داده بودیمو بگیریم منم از خدا خواسته سریع آماده شدم پریدم بیرون . رفتیم کت شلوار وکه خیلی هم شیک شده بود گرفتیم وبعدش ماشینو پارک کردیم تا کمی تو بازار قدم بزنیم سر راه وارد پاساژ پردیس شدیم که انصافا جنسای خیلی شیک وعالیی داره اما قیمتهاش واقعا سر سام آوره ، همین که چند تا مغازه رو دیدیم فهمیدم حراج فصلی زدن با تخفیفهای خیلی عالی ! داشتم شاخ در میآوردم قیمت مانتو هاش خیلی عالی بودن با اینکه تازه خریده بودم وقصد خرید نداشتم اما محمد اصرار پشت اصرار که باید بخری خلاصه 3تا مانتو خیلی شیک وساده به رنگایه سبز و خردلی و مشکی برداشتم بعدش رفتیم دو جفت گوشواره خیلی ناز بازم به اصرار محمد خریدم (یه ماهی میشه که سوراخ دوم برا کوشم باز کردم ) اینقد ناز ن که مثل بچه ها تا ساعت یک شب داشتم باهاشون ور میرفتم  خلاصه از اونجا رفتیم پیتزا بخوریم که به حول وقوه ی الهی دوشا دوش محمد پیش رفتمو نذاشتم حتی یه لقمه بیشتر ازمن بخوره بعدش هم رفتیم یه جفت کفش مناسبه مانتو مشکیم برداشتمو یه روسری برا مانتو زردم !آخر سرهم گور بابای اضافه وزن یه بستنی شکلاتی گردویی نوش جان کردیمو برگشتیم خونه  اگه بتونم سعی میکنم عکس مانتو هامو بذارم

............................................................

عزیزم این بهترین شبی بود که توعمرم داشتم خیلی بهم خوش گذشت ازت بی نهایت سپاسگذارم محمدم بی نهایت سپاسگذارم

........................................................

عکسارو گذاشتم ادامه مطلب

ادامه نوشته

جشن پاییزی

دیشب اولین بارون پاییزی رو تجربه کردیم خونه مامان اینا نشسته بودیم که یهو بوی خاک به مشاممون خورد هیچ بوییی به اندازه بوی نم خاک بارون خورده منو مست نمیکنه ! دیگه نتونستیم طاقت بیاریم زدیم بیرون وبا ماشین یه کم پیاده روی کردیم شیشه ها رو زدیم پایین و دست وصورتمونو گرفتیم زیر بارون ! خیلی حال میداد وسط خوشحالیمون محمد دستاشو برد بالا و چند تا دعا از ته دل کرد و منم آمین گفتم

حسابی اشتهامون باز شده بود رفتیم پاتوق دوران مجردی همسر! محمد یه عادت داره اونم اینه که منو به تک تک جاهایی که دوره مجردی میرفته میبره حتی شده یه مغازه کوچیک باقلا فروشی که همه مشتریهاش مردن ! اونم با نیم کیلو سیبیل ! میگه این آرزوی دوره مجردیم بوده وحالا حتما میخوام عملیش کنم ! حالا شما تصور کن  من با چه وضعیتی پشت میز نشستمو دارم باقلا میخورم بعدش هم خیلی شیک سفارش آب باقلا رو میدم

جایی که دیشب رفتیم یه جایی سنتیه میشه گفت ماهی یکبار حتما میریم اونجا ومحمد غذایی مورد علاقشو سفارش میده (تخم مرغ وسیب زمینی آبپز) یعنی جون به جونش کنین این غذا رو باهیچی عوض نمیکنه منم یه آش رشته میخورم و بر میگردیم

.............................................

خدایا شکرت که دیشب کنارم بود و با من هم قدم شد و یه جشن حسابی برا پاییز گرفتیم

خوش آمدی پاییز


                                           باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

                                       باغ بی برگی  ،خنده اش خونی ست اشک آمیز

                                      جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

                                                      پادشاه فصلها ،
پاییز                                                                                                                                                            "مهدی اخوان ثالث"