فردای مراسم کیک پزون که از خواب پاشدم دیدم چشم چپم شده عین یه لخته خون وهمینطوری داره ازش آب میچکه درد شدیدی هم داشت بالاخره با هر وضعی بود رفتم امتحانمو دادم و بعد زنگیدم به همسری وجریان رو گفتم ایشون هم زنگید به دکتر وبا هزاز منت و دردسر واسه همون شب نوبت گرفت (اخه نوبتهاشون معمولا واسه 2 ماه بعد میشه)خلاصه رفتیم ودکتر گفت از آلودگی هواست ومنم عین بچه ها شب تا صبح چشمم رو مالوندم که باعث ساییدگی چشم چپم شده وتاکید کرد که حتما یه مدت تو پانسمان نگهش دارم تا هم هوا نزنه وهم پلک نزنم و زود خوب شه آقا چشمتون روز بد نبینه از مطب در اومدیم به سمت ماشینمون از پیاده رو که میخواستیم رد شیم وسوار ماشین بشیم بنده جوب آبو ندیدم وبا کله رفتم تو جوب آب! حالا یه چشمم که پانسمان بود یه پامم زدم زیر بغلم و راه افتادیم خونه مامان!مامانم یه ذره خمیر درست کرد وگذاشت رو زانوم ولی از دردش تا خود صبح خوابم نبرد