یه خونه تکونی حسابی کردم (اونم تو این فصل) البته فقط ریختنش رو ریختم جمع کردنش کار حضرت فیله !همیشه کار خونه سختم بوده وهست الانم که کل روز رو خونه نیستم مجبورم تیکه تیکه تمیزکاری کنم اینم برام جالب نیست اما خوب ایشالله به کمک همسری حل میشه !

عاشق خونمم عاشق زندگیمم عاشق همسرمم عاشق پدر مادرمم عاشق خدامم عاشقشونم عاشقشونم

عاشقتم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟

گفت آغازش سراسر بندگیست

گفتمش پایان آن را هم بگو

گفت پایانش همه شرمندگیست

گفتمش درمان دردم را بگو

گفت درمانی ندارد، بی دواست

گفتمش یک اندکی تسکین آن

گفت تسکینش همه سوز و فناست