هذا من فضل ربی
بالاخره امتحان شهری گواهینامه رو هم دادیم وتموم شد
محمد همش میگفت من دلم روشنه ومیدونم که همون دفعه اول قبول میشی
ولی من اضطراب داشتم آخه محمد تو همه چیز نگاهش به من خیلی خیلی مثبته ، من مثل اون خودمو فبول ندارم ولی خوب خدا هم این وسط بیکار ننشسته بود وهی فیوضات بود که شامل حال میکرد
برا امتحان آیین نامه که رفتم هیچی نخونده بودم جز تستهایی که توی سی دی هست اما از بین 40 نفر شرکت کننده فقط دونفر خانم قبول شد که یکیش من بودم اونروز معجزه خدا رو به چشم دیدم البته قبل از اصلاح ورقه ها هی به خودم نهیب میزدم که آروم باش دختر تو معجزه خدا رو کم ندیدی
. امروزم که اولین بار امتحان شهری رو میدادم خدا خیلی خیلی خیلی بهم لطف کرد اصلا انگار من نبودم که داشتم امتحان میدادم کاملا ریلکس و آروم وهمه حرکات در جای خودش درست ومنظم
محمد همش میگفت من دلم روشنه ومیدونم که همون دفعه اول قبول میشی
ولی من اضطراب داشتم آخه محمد تو همه چیز نگاهش به من خیلی خیلی مثبته ، من مثل اون خودمو فبول ندارم ولی خوب خدا هم این وسط بیکار ننشسته بود وهی فیوضات بود که شامل حال میکرد
برا امتحان آیین نامه که رفتم هیچی نخونده بودم جز تستهایی که توی سی دی هست اما از بین 40 نفر شرکت کننده فقط دونفر خانم قبول شد که یکیش من بودم اونروز معجزه خدا رو به چشم دیدم البته قبل از اصلاح ورقه ها هی به خودم نهیب میزدم که آروم باش دختر تو معجزه خدا رو کم ندیدی
. امروزم که اولین بار امتحان شهری رو میدادم خدا خیلی خیلی خیلی بهم لطف کرد اصلا انگار من نبودم که داشتم امتحان میدادم کاملا ریلکس و آروم وهمه حرکات در جای خودش درست ومنظم
.............................................
محمدم من این موفقیت رو بعد از خدا مدیون شما و لطفهاتم ، خیلی بهم کمک کردی با اینکه خسته وکوفته از اداره بر میگشتی خودت منو ترغیب میکردی که بیا بریم تمرین، خیلی وقتا سر تمرین از کوره در میرفتم ودادو بیداد میکردم ومیگفتم خوب لابد خنگم و نمیتونم یاد بگیرم و بعد ازت قهر میکردم
اما شما با صبوری وبا شیوه های خودت طوری آرومم میکردی که یهو میدیدم بدون اینکه خبر دار بشم وسط اتوبانم و دارم مسیر خونه رو خودم میام 
خوشحالم که زحمتهات به ثمر نشست خوشحالم که تونستم محبت هاتو بیجواب نذارم 
خوشحالم که خوشحالت کردم 
+ نوشته شده در ساعت توسط poune
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ